تبليغاتX
فریاد جاودانه

clamour-amordad

امیر علی میرزایی

clamour-amordad

http://clamour-amordad.blogfa.com

فریاد جاودانه

فریاد جاودانه

فریاد جاودانه

اگه الان گربس یه زمانی ببر بوده
به چه هیبتی این ببر از غرب تا شرق بوده

فریاد جاودانه

تلاش میکنیم ایران دوباره ازاد باشه

شود مردمی کیش و آیین ما

نگیرد خرد خرده بر دین ما

بیاریم آن آب رفته به جوی

مگر زان بیابیم باز آبروی

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:5 توسط امیر علی میرزایی |
درود بر بابک خرمدین
 

در این نوشتار قصد داشتم از بابک خرمدین بنویسم به پاس آن همه فداکاریهایی

که برای ایران در جنگ بر ضدتازیان فرو مایه و تهی مغز کرد.اما لازم دیدم

در این نوشتار گوشه بسیار کوچکی از وحشیگری اعرابی که به ایران حمله

کردندنیز اشاره کنم و ثابت شود استقبال ایرانیان از اعراب دروغی بیش نیست.

بابک خرمدین سرداری ایرانی که بارها و بارها تازیان فرو مایه را شکست داد

و تا انجا پیش رفت که به اولین دشمن خلفای اسلامی تبدیل شد. او برای سر بلندی

مردم و کشور ایران از هیچ کاری فرو گذار نکرد او شکوه و خود باوری ایرانیان

را که با وحشیگری اعراب رو به نابودی می رفت دوباره به ایرانیان باز گرداند

او هیچ گاه از اعراب شکست نخورد و تنها یک خیانت کار داخلی به نام افشین

باعث گرفتاری او شد. تازیان با او چه کردند ...

مسعودی مروج الذهب ـــــــــــــــــ سیاست نامه خواجه نظام الملک

روز پنجشنبه ماه صفر سال 223 هجری قمری (( بابک خرمدین)) را نزد معتصم

آوردند. "معتصم" دستور داد . خادمان زیورها ی او را در آورند و چهار دست

و پای او را ببرند. پس از آنکه یکی از دستهای او را بریدند با دست دیگر در خون

کرد و بر روی خویش بمالید خلیفه گفت(( ای سگ این چه عمل است))

بابک پاسخ داد((خون در بدن چهره را سرخ نگه می دارد. ولی چون با عملیات

وحشیانه ای که نسبت به من مرتکب می شوید خون از بدنم خارج می شود در

نتیجه چهره ام زرد می گردد من روی خویش را به خون خود آغشته می کنم

تا کسی نگوید چهره من از ترس زرد شده است)) معتصم گفت شمشیر را به

میان دو دنده زیر قلبش فرو برند تا عذاب وی افزون گردد . سپس زبان او را

بریدند. و جسدش را به دار آویختند.

نمونه کوچکی از وحشیگری اعراب با ایرانیان

فتوح البلدان ــــــــ تاریخ طبرستان ــــــ زین الخبار ــــ آفرینش و تاریخ

نوشته اند:

مردم گرگان در زمان ((سلیمان بن عبدالملک اموی)) دست به شورش زدند

و حاکم منصوب از جانب خلیفه را کشتند . خلیفه سردار خود((یزید بن مهلب))

را برای سرکوبی شورشیان به گرگان اعزام داشت. یزیدبن ملهب در گرگان

سوگند خورد آنقدر از ایرانیان گرگان بکشد تا از خون آنها آسیاب به گردش

افتد.

انگاه با اسیابی که با خون ایرانیان گردش می کند . گندم آرد خواهد کرد

و از آن آرد گندم نان پخته خواهد خورد.

سپس این حیوان وحشی و پریشان مغز . دوازده هزار نفر جوان و اسیران

و سربازان بیگناه ایرانی را گردن زد و چون خون آنها لخته شد و برای

گردش آسیاب جاری نگردید. برای اینکه به اصطلاح از کفاره سوگند نجات

پیدا کند خون ایرانیان را با آب مخلوط کردند پس به این سبب آسیاب به

حرکت در آمد و با آن گندم آسیاب کردندو نان پختند ((یزیدبن ملهب ))

از آن نان خورد تا سوگندش تحقق یابد و آنگاه شش هزار کودک

زن و مرد جوان را اسیر کرد و همه را به بردگی فروخت.

اجساد کشتگان را دو سوی جاده اویخت تا دیگران از این

وحشیگری های غیر قابل تصور عبرت بگیرند.

دکتر عبد الحسین زرین کوب در کتاب تاریخ ایران پس از اسلام مینویسد.

هنگامی که پس از شکست ایران در جنگ قادسیه تازیها زنها و اطفال

ایرانیها را اسیر کردند و از نهاوند به مدینه آوردند .ابو لولو فیروز

(همان شخصی که عمربن الخطاب را مقتول کرد)در آنجا ایستاده بود

و دست بر سر کودکان خردسال ایرانی میکشید و برای آنها می گریست.

بار ها این نوشتار را خواندم و هر با ر قلبم به درد آمد امید وارم باعث

رنجش شما خواننده عزیز نشده باشم اما تمام این نوشتار حقیقتی است

که در کتابهای معتبر تاریخ نویسان عرب آمده است گویی که افتخاراتشان

را می نوشته اند.امید است با نیروی خرد بر جهل و خرافات پیروز شویم

و هم کیشان شایسته ای برای بابک خرمدین "هم او که با شنیدن اسمش

لرزه بر اندام تازیان می افتاد" ابومسلم خراسانی"هم او که انتقام جنگ

قادسیه را از اعراب گرفت"" باشیم.

 اسرار جهان چنانکه در دفتر ماست

گفتن نتوان که آن وبال سر ماست

چون نیست در این مردم دنیا اهلی

گفتن نتوان هر آنچه در خاطر ماست

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:2 توسط امیر علی میرزایی |
 

یک چراغ است در این خانه و از پرتو آن                هر کجا می نگرم انجمنی ساخته اند

 

نماز زرتشتیان پنج بار در روز انجام می شود. در روزگار ما نماز در

خانه خوانده می شود اگر کسی نزدیک در مهر زندگی کند و بخواهد

می تواند در در مهر نماز بخواند . آن چه مهم است و باید به یاد داشت

این است که دین زرتشتی . روش زندگانی است و باید آن را در زندگی به

کار برد خواندن نماز این سود را دارد که آدمی را به یاد اهورا مزدا و

دستور های دینی ــــــــ راستی . سازندگی کار و کوشش

و مهمتر از همه رایزنی با خرد"کشش بی نظیره دین زرتشتی به خاطر

تکیه بسیار زیاد زرتشت بر خرد است و دروری از خرافات است

بعضی مسایل خرافی توسط دین فروشان وارد این آیین شد که به خاطر

خرد بسیار زیاد دین زرتشت به راحتی از آیین اصلی قابل تشخیص است" 

                                    گاتها ستون پایدار آیین زرتشت است

و سرانجام (( اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک))

هر نماز با این زمزمه ها آغاز می شود:((برگردان به زبان امروز))

به نام خداوند بخشنده مهربان خشنود گردانم اهورا مزدا را

باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است . پیرو آموزشهای

اهورایی هستم که از دروغ و دوگانگی به دور است.

بنابه هنگامه شب یا روز یکی از نماز های پنج گانه خوانده می شود.

نماز گاه هاون(( بامدادان=از برامدن خورشید تا نیمروز))

(من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد

پاک و سازنده را (هاون)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده (ویس)

را که پاک و دادگستر و سا زنده است .

 

رَپَتَوَن ((از نیمروز تا پسین))

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز پاک را

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو)را که

پاک و دادگستر و سازنده است.

 

گاه ازیَرن(پسین تا فرو رفتن خورشید)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را

(ازیرن)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو)

را که پاک و دادگستر و سازنده است.

 

گاه سروثرَم(فرو رفتن خورشید تا نیمه شب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب

(ایو ی سر و ثرم) پاک را

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه رهروان راه

اشویی را و سرور اشوان را.

 

گاه اوشَهی نا ای (از نیمه شب تا بر آمدن آفتاب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه

(او شهی نا ای) پاک را

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نما نا)

که پاک و سازنده و دادگر است

 

اگر در این نماز ها ریز بینی کنیم. دو نکته ژرف در آن ها می بینیم:

نخست اینکه همه آن ها از دو بخش فراهم آمده . در بخش نخست فرشته

وابسته به آن گاه ستوده می شود و در بخش دوم همتای دنایی او واین

ترکیب نشان دهنده این معناست که در همه چیز دو رویه "مینوی و مادی"

با هم کار کنند و هر دوراست و پاک باشند.

((دوم این که در نماز پگاه (سحر) سرور خانه که سازنده و دادگر باشد

ستوده می شود زیرا خانواده مهمترین بخش اجتماعی است. در نماز

بامدادان سرور ده که سازنده و دادگر باشد ستوده می شود. در نماز

نیمروز سرور و دادگر شهر و در نیایش پسین روز سرور و سازنده

و دادگر کشور و سرانجام در نماز شامگاهی سرور اشویی و نیکی

که تاریکی شب را به روشنایی روز می گرداند ستوده می شود و معنای

آن این است که با توجه به هر آنچه اهورایی و معنوی است می توان جهان

مادی را نیکو کرد و شادی بخش کرد.

به باور زرتشتی((اگر کسی بیاندیشد که او می تواند به هر کار نادرستی

دست زند و با خواندن نماز گناه هایش بخشیده شود اشتباه می کند))

زرتشتی بودن به کردار است نه به گفتار

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:54 توسط امیر علی میرزایی |
سپندار مذگان، روز عشاق ایرانی
متر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.... آیا زمان آن نرسیده است كه همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:40 توسط امیر علی میرزایی |
عشق
   

                      يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد

زندگي ميكرد .

اين دختره يه دوستپسري داشت كه عاشقه اون بود.

دختره هميشه مي گفت اگه من چشامو داشتم

و بينا بودم هميشه با اون مي موندم

يه روز يكي پيدا شد كه به اوندختر چشماشو بده.

وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره.

 بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.

 پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و

 گفت :مراقب چشماي من باش.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:37 توسط امیر علی میرزایی |
تالار افتخارات تیم استقلال
جام حذفی تهران 1326
جام استقلال افغانستان 1328
جام باشگاه های تهران 1329
جام حذفی تهران 1335
جام باشگاه های تهران 1336
جام حذفی تهران 1337
جام باشگاه های تهران 1340
جام باشگاه های تهران 1347
جام میلز هندوستان 1348
جام لیگ کشور 1349
جام باشگاه های آسیا 1349
جام میلز هند 1349
جام باشگاه های تهران 1350
جام اتحاد 1352
جام لیگ کشور 1353
جام حذفی کشور 1356
جام باشگاه های تهران 1362
جام باشگاه های تهران 1364
جام میلز هندوستان 1368
قهرمان لیگ کشور 1368
قهرمان جام باردلو هندوستان 1368
قهرمان باشگاه های تهران 1370
قهرمان باشگاه های آسیا 1370
قهرمان جام استقلال قطر 1370
قهرمان لیگ دست 3 کشور 1374
قهرمان لیگ کشور 1376
قهرمان جام پرچم ترکمنستان 1376
قهرمان جام حذفی کشور 1378
قهرمان لیگ کشور 1379
قهرمان لیگ برتر کشور 1384
نایب قهرمان لیگ کشور 1352
نایب قهرمان لیگ کشور 1370
نایب قهرمان باشگاه های آسیا 1371
نایب قهرمان لیگ کشور 1377
نایب قهرمان لیگ برتر کشور 1380
نایب قهرمان لیگ برتر کشور 1382
نایب قهرمان جام حذفی کشور 1382
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:27 توسط امیر علی میرزایی |
تاریخچه باشگاه استقلال تهران
در سال 1323 چهار جوان تصمیم گرفتند تا باشگاهی تاسیس نمایند. نام انها میرزایی،نواب،خشایار و جانانپور بود. تصمیم انها در چهارم مهر این سال عملی شد و باشگاه نیز خیابان فردوسی در نظر گرفته شد. علاوه بر انها خاکزاد،گیتی،گریش،کلانی،مهدیون و حسینی نیز دیگر اعضای باشگاه بودند که به دلیل علاقمندیشان به دوچرخه سواری نام باشگاه را ( دوچرخه سواران) نهادند.ابتدا تنها رشته فعال باشگاه دوچرخه سواری بود،اما بعدها رشته های والیبال،پینگ پنگ،بسکتبال،وزنه برداری،کشتی،شنا و فوتبال نیز فعالیت خود را آغاز کرد. طی مذاکراتی که مسئولان باشگاه دوچرخه سواران با علی دانائی فرد  مو سس وقت باشگاه تورانجام دادند، موافقت شد که باشگاه تور با نام دوچرخه سواران وارد عرصه رقابت در فوتبال شود.
رقابت اصلی در فوتبال کشور تا پیش از سال 1325 بین 3تیم دارایی،شاهین و سرباز بود، اما با ورود تیم دوچرخه سواران که از همان ابتدا با پیراهن آبی وارد میدان شد،مثلث قدرت به مربع شد و قطب چهارم فوتبال نیز شکل گرفت. تیم دوچرخه سواران در سال 1325 و با حضور پرویز عمو اوغلی،گرائیلی،دانائی و سید آقا جلالی در هیئت مدیره تشکیل و روانه رقابتها شد.حاصل کار نایب قهرمانی در سالهای 25 و 26،نایب قهرمانی و قهرمانی جام حذفی در همان سالها بود. در سال 1328 نام باشگاهدوچرخه سواران به تاج تغئیر یافت و در همین سال قهرمان باشگاههای تهران شد.به دلیل اهمیت باشگاه تاج از ردیف بودجه اختصاصی برخوردار شد.رنگ لباس باشگاه نیز پیراهن آبی با آستین سفید، شرت سفید و جوراب سفید بود. علی دانائی فرد برای تقویت این تیم، تیمهای تورج، افسر،دیهیم،کورش و اتم را تاسیس کرد. تاج در سراسر کشور گسترش یافت و در شهرهای اهواز و رشت بیش از دیگر نقاط ایران پایگاه مردمی یافت.
 
 
 زمان شکوفایی
 
 اولین سفر خارجی باشگاه تاج به افغانستان بود  که سمره آن پیروزی 3 بر 2 تیم تاج شد. دهه 40 زمان شکوفایی باشگاه تاج بود. این تیم با تیم هی خارجی چون: راپیدوین اتریش،تورپیدوی موسکو،اسپارتا پراک چک، دوسلدورف آلمان،کریستان پرو و تیم های دیگری از کشورهای برزیل،سوئیس،ترکیه،سوئد و آذربایجان بازی های دوستانه برگزار کرد که موجب شهرت بیشتر این باشگاه شد.در این دهه ، باشگاه تاج با به خدمت گرفتن رایکوف یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال استقلال و حتی ایران به وجود آورد.نسل ماندگار فوتبال ایران به خصوص استقلال، در این دهه شکل گرفت.افرادی چون ناصر حجازی، منصور پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،علی جباری،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ... از جمله آنان بودند.
 
اولین قهرمانی در آسیا
 
در فروردین سال 1349 و در باشگاه لبریز از تماشاگر امجدیه( شهید شیرودی)، تیم های تاج از ایران هاپوئل رژیم صهیونیستی فینال جام باشگاهای آسیا را برگزار کردند. در این دیدار تیم تاج تا دقیقه 83 یک بر صفر عقب بود که در این دقیقه غلام وفا خواه که به مرد جامها معروف بود، گل تساوی را وارد دروازه حریف کرد و کار به وقت اضافه کشیدکه تیم تاج با گل مسعود معینی مدافع پیش تاخته خود در وقت اضافه قهرمان آسیا شد.
 
ترکیب تیم تاج که قهرمان آن دوره شد عبارت بود از : ناصر حجازی، علی جباری ،مهدی لواسانی ،جواد ا.. وردی ،کاروحق وردیان ،مسعود معینی ،غلامحسین مظلومی ،عزت جانملکی ،جواد قراب ،اکبر کارگرجم ،علیرضا حاج قاسم ،نصر ا...عبداللهی ،مهدی حاج محمد ،عباس مژدهی ،منصور پورحیدری و مسعود مژدهی یاران کمکی این تیم: غلام وفاخواه از عقاب و محمود خوردبین از پرسپولیس بودند. سرمربی تیم رایکوف از یوگسلاوی بود.
 
تغییر نام تاج به استقلال و دومین قهرمانی در آسیا
 
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 باشگاه تاج به استقلال تغئیر نام پیدا کرد. استقلال در سال 1370 برای دومین بار قهرمان آسیا شد. استقلال در فینال باشگاه های آسیا توانست تیم لیائولینگ چین را با نتیجه 2 بر 1 شکست دهد و جام را برای دومین بار به خانه بیاورد.در این دوره عبدالصمد مرفاوی آقای گل شد، مجید نامجو مطلق تکنیکی ترین بازیکن، عباس سرخاب بهترین بازیکن و احمدرضا عابدزاده بهترین دروازه بان جام شدند. بازیکنان استقلال در این دوره عبارت بودند از : احمدرضا عابدزاده ،حمیدرضا بابازاده ، شاهرخ بیانی ،شاهین بیانی ،فرشاد فلاحت زاده ،رضا حسن زاده ،مهدی فنونی زاده ،امیر موسوی نیا ،صادق ورمزیار ،رضا نعلچگر ، جعفر مختاری فر ،امیر قلعه نویی ،رضا احدی ،میرشاد ماجدی ،ایمان عالمی ،عبدالصمد مرفاوی ،عباس سرخاب ،عبدالعلی چنگیز ، مسعود غفوریهای اصل ،ناصر عباسی ،مرحوم امیر دولت آبادی ،خسرو پارسا و مجید نامجو مطلق. یاران کمکی این تیم نیز سید غلی افتخاری سید مهدی ابطهی بودند. سرمربی: منصور پورحیدری.
 
مربیان خارجی از بدو تاسیس
 
 زدراکو رایکوف، ولادمیر جکیج، بونژاک، یوگنی سوکومور خوف،جکیچ دلیچ، لئونید بیلفسکی و رولند کوخ از جمله مربیان خارجی بودند که با استقلال کار کردند. در این میان رایکوف بیشترین سابقه حضوررا دارد که به مدت هشت سال مربی استقلال بود و طی این دوره با استقلال قهرمان ایران در سال 49،قهرمان جام میلزهند، دو دوره قهرمانی باشگاهای آسیا و قهرمانی جام اتحاد را در کارنامه خود دارد.
 
 
مربیان استقلال از آغاز تا کنون
 
مرحوم علی دانائی فرد،محمود بیاتی،مرحوم رسول مدد نوعی،محمد رنجبر،حشمت مهاجرهنی،پرویز ابو طالب،مجتبی کرد نوری،کمائی،مرحوم جاهد،مصطفی شرکا،حسن حبیبی،حسن عضدی ،رضوی،اصغر شرفی،کامبیز جمالی،محمد صلاحی،منصور پورحیدری،غلامحسین مظلومی،بیژن ذوالفقارنسب،ناصر حجازی،رضانعلچگر،عبداللهی،بهتاش فریبا،اصغرحاجیلو،پرویزمظلومی،حمید ملک احمدی ،منصور رشیدی،جواد زرینچه و امیر قلعه نویی مربیانی بودند که که از بدو تاسیس تا کنون به عنوان سرمربی رهبری تیم را برعهده داشتند.
 
 
شایسته ترین ها و اولین های تاریخ 60 ساله باشگاه استقلال
 
گلزنان جام جهانی 1978 آرزانتین:ایرج دانائی فرد و حسین روشن هر دو در تیم استقلال بودند.
 
اولین گلزن ایرانیدر جام جهانی: ایرج دانائی فرد.
 
اولین لژیونر:بیوک جدیکار (1336 به تیم ویکتوریا برلین)
 
اولین مربی:مرحوم علی دانائی فرد از سال 1325 تا سال 1348 به مدت 23 سال
 
اولین آقای گل آبی پوشان در لیگ: غلامحسین مظلومی در اولین دوره تخت جمشید با 15 گل زده.
 
اولین کاپیتان: کامبیز جمالی
 
بازیکن تیم منتخب جهان:ایرج دانایی فرد.
 
پرافتخارترین مربی:منصور پورحیدری با بیش از 300 مسابقه و افتخار قهرمانی سال 90 باشگاه های آسیا.
 
بیشترین تعداد حضور: جواد زرینچه با 336 بازی طی 12 سال
 
کوتاه ترین گل در داربی: علی سامره در ثانیه 37 بازی مقابل پرسپولیس
 
پرجمعیت ترین بازی آسیا:   استقلال ایران-جوبیلوایواتا ژاپن     (با حضور 120 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی فینال جام باشگاه های آسیا در سال 78 )
 
بهترین بازیکن سال کشور بعد از انقلاب: علیرضا منصوریان1374 (گزینش بهترین بازیکن برای اولین بار مرسوم شد)
 
جوانترین مربی: امیر قلعه نویی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:24 توسط امیر علی میرزایی |
متن کتیبه کوروش بزرگ

 

اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 16:59 توسط امیر علی میرزایی |
به نام پدرم کورش کبیر
کورش تو نخواب که ملتت در خواب است   آرامگه ات غرقه به زیر آب است

 

اینبار نه زبیگانه که دشمن ز خود است

                                                  صدننگ به ما که روح تو بی تاب است

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 16:43 توسط امیر علی میرزایی |
مقاله اینگلیسی درباریه کتیبه بیستون

 

Date : winter of 2000

About BISUTUN the oldest writing in Ancient Persian period and describe it .

Our information’s about ancient Persian and hakhamanesh dynasty are only by myths and stories .

The first Europeans familiar with this inscription and cuneiforms scripts   were in 1618 by Spanish ambassadors   Antonio do georoa and Doc don garsia  and dosilio dofigoero in court king abbass first .

In 1836 lasen and bornof   read cuneiforms script in the Bisutun .

At the same year Rawlison ( he was 25 years old English officer the counseller and governor  assistant of kermanshah state ) joined to them too .

Reading this inscription was been cause and base on the rest all types   scripts .

Later Jackson the professor of Cambridge university correct the mistakes of rawlinson in reading   cuneiforms   scripts .

The inscription of Bisutun placed at 30 Km  of  kermanshah city between of ancient road to Ekbatana  ( hamedan ) and Babel .

It is said that name of Bisutun is popular concept that is contain of to words Bi and Sutun   (meaning is without culomn ) but the ancient name of this place have been Bagastana ( place of  the Lords )

This   inscription like the other hakhamaneshian inscriptions was writing in 3 languages (old Persian , Eilami , Babeli ) because of place of worship near the mountain slope .

This   inscription has been craved over chest  a cliff with 150m height and gain it up is difficult .

Bisutun is the largest inscription that remind ancient historical period in Iran .

The dimensions of  bisutun inscription are 7.80 cm height , 22m width , it is contained 1000 lines that 515 lines as 5 columns in old Persian language in the middle also there are 650 lines in Eilami  language and in both sides at hieghest place of cliff and beneath of stone engraving  141 lines in akedi language .

Over 5th column  of old Persian  there is engraving of Ahoramazda with two wings that above other engraving  and human face , bearded and sun have rised between his wings and it does luminescence , over his head there is a luminous crown with  palpuses . some researcher believe that Ahoramazda is equal with Zeus ( Greece Lord ) , he have a ring in his left hand  and offer it to king Darius that show religious custom and  donate kingdom to him .

Darius have seated on throne and raise right hand for worship to Ahoramazda and kept a bow in his left hand . his height is 180 cm and he have  put his right foot on Geomata ( on of  rebels ) that their hand and one of  his foot have been burnt . behind Darius in left side there are two persons from royal court one of them have bow and quiver and the other have javelin . they are smaller than Darius  ( 150 cm height ) .it is said that their names are Goberyas and Espat nias .

 There are 8 Persons  of  lebels and commander vatigra khaoda from tribe of Sakaian infront of Darius that have been fastened their hand and chained together . ( They have 120 cm height )

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:15 توسط امیر علی میرزایی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا