این عکس برمیگردد به اواخر سال 58؛ زمانی که بسیاری از مدیران ارشد نظام از جوانان انقلابی بودند.
سایت پرچم که این عکس را منتشر کرده این توضیح را برایش نوشته است:
در این تصویر دکتر احمدی نژاد و صادق محصولی در تصویری منتشر نشده از سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب در کنار یکدیگر به نماز جماعت ایستادهاند.


همین طور که میبینید این قرانی هست که بدان قسم میخورند هر سه تا عزیز هم نیششان را تا بنا گوششان باز نهاده و به پدر و مادر ملت ایران میخندند
فکر می کنین اگه یکی از فرم های کمپین یک میلیون امضا رو به یکی از زنهای شهرستانی نشون بدی، چند تاشون حاضرند بدون مشورت با شوهرهاشون اونو امضا کنند؟؟؟ چند درصد از زن ها اصلا می دونند که حقی از اونها ضایع شده که حالا بخواهن مطالبه کنند؟؟ فکر نمی کنم بیش از 10 درصد از زنهای ایرانی بدونن که از اونها حقی ضایع شده و مطمئنم درصد بسیار کمی از این 10 درصد به دنبال بدست اوردن اون حقوق هستند. در چنین شرایطی ضرورت تجمع غیر قانونی 35 نفره چیه؟ خیلی دوست دارم از این دوستان شجاع بپرسم که هدفشان از این کار چه بود؟ و انتظار داشتن با چه عکس العملی از سوی دستگاه حاکم روبرو بشن؟ بنظرمن هم جنبش دانشجویی باید الگویی باشه برای جنبش زنان و رهبران جنبش زنان باید به آسیب شناسی جنبش دانشجویی بپردازن و اشتباهان اونا را تکرار نکنند.
شاید مهمترین دلیل ناکامی جنبش دانشجویی این بود که اونا همه چیز رو خیلی سریع می خواستن، اونقدر سریع که خیلی زود شعار گذر از خاتمی رو مطرح کردن و هنوز به هیچ نرسیده، دوردست ها رو مطالبه کردن. شاید هم ذات جنبش دانشجویی که بر جوانی بود، چنین چیزی رو مطالبه می کرد.
از دلایل دیگه هم میشه به وابستگی های این جنبش به خارج از کشور بود. اکبر محمدی و علی افشاری دو نمونه از رهبران این جنبش بودند که اقداماتشون فقط باعث تحریک بیشتر دستگاه حاکم شد و هیچ تاثیری در روند جنبش نداشت. بدون شک حالا که شبهات زیادی درباره منابع مالی حمایت کننده جنبش زنان وجود داره، اونا باید به شفاف سازی بپردازند.
جنبش دانشجویی هنوز پر و بال نگرفته بود که از میان رفت و حالا هم اهمیتی ندارد دفتر تحکیم وحدت هر چند وقت هم بیانیه بده یا نده که هیچ تاثیری بر روابط سیاسی کشور نداره. احمد باطبی هنوز زندانه و مسئولی هم از جمهوری اسلامی به همه اعتراضات درباره زندانی بودن او ترتیب اثری نمی دهند و انگار برایشان مهم نیست که افکار عمومی جهان رو درباره خودشون مثبت کنند. ولی در واقع اونا هدفی مهم رو از به زندان نگه داشتن او دنبال می کنند و اون هم سمبل سازی هست. احمد باطبی در زندان بسر می بره تا سمبلی باشه برای کسانی که بخوان از خط قرمز رد بشن. تا خانواده ها به بچه هاشون هی بگن: آهسته میری، آهسته میای، کاری به کار سیاست نداری، و اونا موفق شدن، خانواده ها باطبی رو می بینند و هرگز دوست ندارند بچشون به سرنوشت او دچار بشه. حکومت موفق شده تا هول و هراس عمومی ایجاد کنه. و فکر می کنیم چقدر برای حکومت هزینه داره تا فرناز سیفی یا پرستو دوکوهی یا یه فیمینست دیگه رو به سرنوشت احمد باطبی دچار کنه. تا دیگه هیچ خانواده ای به دخترشون اجازه نده تا حتی یه این فعالیت ها فکر کنند. این حرکات عجولانه و بدون تدبیر بیشتر نشون دهنده اینه که رهبران جنبش زنان معتقدند یا رومی یا روم یا زنگی زنگ. ولی باید بدونن راهی که دارن میرن فقط به هیچستان ختم میشه.
قرار نبوده و نیست که تغییرات درون نظام یه روزه ایجاد شه، بلکه شاید 10 تا 20 سال طول بکشه تا زنها به حقوقی که می خوان برسن. پس باید برنامه ریزی بلند مدت داشت. جنبش زنان یک کار سیاسیه و زنان باید برای موفقیت سیاست یاد بگیرند. باید چانه زنی، رابطه و ضابطه را در سیاست بشناسند. هیچ دلیلی نداره که هر سازمان غیر دولتی، ضد دولتی هم باشه، بلکه میشه در چارچوب قانون مبارزه کرد تا به تحریک نظام حاکم نپرداخت.
من هنوز نمی فهمم اونی که مردم رو به نافرمانی مدنی تشویق می کنه و حکم می کنه که هر کسی که می خواد بهتر زندگی کنه باید هزینه کنه، چه برداشتی از مردم عادی داخل ایران داره، و کاش نازلی کاموری اش می پرسید که شما که اینقدر راحت می گویید که چون از شاه بدمون می اومد به مردم دروغ گفتیم، حالا که از خامنه ای بدت میاد چی؟؟ حرف هات راسته یا دروغ؟؟
وقتی هنوز خیلی از زنها نمی دونند چه حقی دارند، این حرکات واقعا لزومی نداره، و فکر می کنم تا سالها باید اولویت اول جنبش زنان باید آموزش باشه و بس. جز با خواست تعداد کثیری از مردم این حقوق محقق نمیشه و خیلی ساده و مضحک میگه امید معماریان که حرکت های اجتماعی از این دست، با تعداد خیلی کمتری ازاین افراد شروع می شود،من نمی دونم کسی در جنبش زنان هست که ادعای گاندی بودن داشته باشه یا نه؟
الپر ، حسین درخشان 1 و 2
اولین و سریع ترین جمله هایی كه به ذهنم میرسه اینا هستن...
- : هی بوش... یه ذره، فقط اینقدر انرژی هسته ای میخوایم! به جون محمود فقط یه ذره!
- : اون بیست و هفت میلیون نفری كه به من رأی دادن اینقدر، فقط اینقدر هم احتمال نمیدادن كه الان ضد حال بخورن!
- : به خدا شوت میثم منیعی از خط دروازه مس كرمان رد شده بود. من از اینجا دقیقا دیدمش، اینقدر از خط گذشته بود!
- : دست كرده توی دماغش و داره قدرت چسبندگی مواد توی دماغش رو اندازه می گیره و تست می كنه!
- : ...
اولین و سریع ترین جمله ای كه به ذهن شما می رسه چیه؟
باز آن زخــم قدیمی باز شـــــــد .......... باز هم دردی جدید ابراز شــــد
باز هم این قرعه ها بر ما رسید ......... باز هم دوران وانفسا رســــید
انتخـــــــاباتی دگر آمد به پیش ......... بین یک گله بز و یک گله میش
انتصــــابات است جای انتخاب .......... یا حماقتهای در حال شـــــــتاب
انتخــــــاب بین بـــد یا بــدترین .......... انتخـــــــاب درد جای وازلــــین
انتخـــــابش می کند او درد را ......... انتخـــــــاب دوش آب ســــــرد را
انتخـــــاب گرگ بر جـــای وکیل ......... انتخابی بس جمیل و بس شکیل
تا که مجلس شکل گیرد با چه زور ......... آنکه بوده راس انواع امور
در ســــرای شیخ بزم شـــــــام بود ......... قصد او اکرام ما ایــــتام بود
با ســــــخنرانی دل ما نـــــرم کرد ......... رای ما بیچارگان را جمع کرد
رای بر حرمان و کوری می دهیم ......... رای پولی رای زوری می دهیم
صحبت از امروز و فردا را مکن ......... صحبت از تحریم و اینها را مکن
من شنیدم رای الـــــــزامی شـده .......... مجلس شورا چون اسلامی شده

